ميرزا محمد حيدر دوغلات

703

تاريخ رشيدى ( فارسي )

زين العابدين كه در سويه « 1 » پور بود به عوض عمارات ميرزا حيدر ترك بسوخت اما ميرزا را اين عمل خوش نيامد و لشكريان عمارات عيدى زينا و نوروز چك كه در سرىنگر بود سوختند . و ميرزا حيدر ترك در موضع خانپور آمده اقامت نمود و در اين موضع درخت بيداست بيداست كه در سايه آن دويست « 2 » سوار توانند ايستاد معهذا به تجربه رسيده كه هرگاه يك شاخ او حركت دهند تمام درخت به حركت و جنبش درمىآيد . القصه ، كشميريان از خان‌پور حركت نموده در موضع ادنىپور آمدند و فاصله زياده از دو كروه « 3 » نماند . ميرزا حيدر ترك قرار داد كه شبيخون بر ايشان برد . پس ميرزا عبد الرحمن برادر خرد خود را كه « 4 » به صفت صلاح و تقوى آراسته بود به وليعهدى وصيت كرده از مردم بيعت به نام او گرفت و به اتفاق سوار شده به قصد شبيخون برآمد . قضا را در آن شب ابرى سياه پيدا شد كه چون نزديك به خيمه خواجه حاجى كه ماده فساد و وكيل ميرزا بود رسيدند از تاريكى هيچ نمىنمود و شاه نظر قورچى ميرزا حيدر ترك مىگويد كه در اين وقت چون تير مىانداختم آواز ميرزا حيدر ترك به گوش من رسيد كه گفت قباحت كردى . دانستم كه در آن تاريكى ناگهانى تيرى به ميرزا رسيد و نيز منقول است كه قصابى بر ران او تير زد و در روايت ديگر آن است كه كمال كوكه او را به زخم شمشير كشت . اما بر قالب « 5 » او غير از زخم تير چيز ديگر ظاهر نبود . مجملا چون صبح شد در لشكر كشميريان مشهور شد كه مغلى كشته افتاده است . خواجه حاجى بر سر او رسيد ديد كه ميرزا حيدر ترك است . پس سر او از زمين برداشت چون رمقى از او بيش نمانده بود چشم‌ها باز كرد و جان به جان آفرين سپرد . آخرش مغلان به اندركوت گريختند و كشميريان نعش ميرزا را ديده دفن كردند و به تعاقب مغلان شتافتند . مغلان در اندركوت تحصن جسته تا سه روز جنگ كردند . روز چهارم محمد رومى ، پول‌هاى مسى در ضرب‌زن مىانداخت و او به هر كه مىرسيد مىمرد . آخر خانمى زن ميرزا حيدر ترك و خانجى

--> ( 1 ) . در ترجمه انگليسى « جى » آورده است . ( م ) ( 2 ) . در ترجمه انگليسى « بيست و دو » آورده است . ( م ) ( 3 ) . در ترجمه انگليسى « قوس » آورده است . ( م ) ( 4 ) . در ترجمه انگليسى عبارت « كه به صلاح و تقوى آراسته بود » حذف شده است . ( م ) ( 5 ) . در ترجمه انگليسى « قلب » آورده است . ( م )